سلام آقای بازیگر یا شایدم خداحافظ آقای بازیگر
هر چند لحظه وداع سخته اما امروز مردم ایران با خسرو شکیبایی عزیز وداع کردن….
اونم یه وداع سبز….سبز سبز….
منم امروز کلاسمو پیچوندم و رفتم…
ساعت 8 صبح…سر حافظ
من و دوستم (شیما جون) دیشب ساعت 12 قول و قرارمونو گذاشتیم که راس 8 اونجا باشیم…
وقتی رفتیم جلوی تالار وحدت دیدم اوووووووه چه جمعیتی اومده…صدای قرآن همه جا رو پر کرده بود...همه پشت در بودیم تا حدود 8:10 در و باز کردن و ما همچنان که تحت فشار سیل جمعیت بودیم یه جورایی خودمون رو به نزدیک حوض که روبروی سن بود رسوندیم….وای چقدر داغون شدیم تا رسیدیم….
بعد عمو پرویز اومدن روی سن و از همه خواهش کردن که یه کم راه رو باز کنن…عمو پرویز همش می گفتن آقای شکیبایی دم در هستن ….راه رو باز کنین که تشریف بیارن…انگار عمو پرویز هم باور نکرده بود که خسرو شکیبایی عزیز از پیش ما پر کشیده…از اینکه این همه آدم فقط به عشق خسرو عزیز اومده بودن کلی خوشحال شدم ...
بیچاره عمو پرویز ....امروز خیلی خیلی خسته شد....اون عموی همیشه آروم و متین یه چند بار کوچولو پشت میکروفون عصبانی هم شد...داد هم زد....البته بعدش عذرخواهی هم کرد....اینم همش به خاطر هجومی بود که مردم آورده بودن و نمی ذاشتن مراسم برگزار بشه....هر کسی از هر جایی بالا رفته بود تا بتونه عکس و فیلم بگیره....(از بالای درخت گرفته تا بالای سن و سر در تالار وحدت)...بگذریم....
کم کم هنرمندا روی سن اومدن....(عسل بدیعی ،رضا توکلی ، ایرج راد ، سیاوش طهمورث ، رضا رویگری ، سعید پیردوست و...)
وقتی خسرو شکیبایی عزیز رو آوردن مراسم شروع شد...اول قرآن خونده شد...
عمو پرویز گفتن خسرو شعر تا بهار دلنشین رو خیلی دوست داشت...به خاطر همین یه آقایی(از اونجایی که صدای بلندگوها چندبار قطع شد متوجه نشدم اسمشون چی بود) اونجا زنده این آهنگ رو اجرا کردن...صدای فوق العاده ای داشتن...
تا بهار دل دلنشین آمده سوی چمن ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر تا که گل باران شود کلبه ی ویران من
آخر سر هم پویا شکیبایی (پسر زنده یاد خسرو شکیبایی) از مردم به خاطر علاقه ای که به هنرمندا و بخصوص خسرو عزیز داشتن تشکر کردن...عمو خسرو رو بردن توی تالار وحدت و بعدشم سوار آمبولانس تا خود بهشت زهرا....
بیرون تالار چند تا اتوبوس بود تا ملت عاشق رو بهشت زهرا ببره....اما....
اما انقدر جمعیت زیاد بود که هیشکی به اتوبوسا نرسید....
جمعیت بیرون دیدنی بود....کل خیابون حافظ بسته شده بود و هیچ ماشینی رد نمیشد....همه مردم خودشون پیاده داشتن می رفتن تا یه جورایی با هر وسیله ای که شده به بهشت زهرا برسن...روی پل حافظ فقط مردم دیده می شدن که دسته دسته حرکت می کردن....باور نکردنی بود....درست عین یه راهپیمایی چند هزار نفری....
ساعت 12 بهشت زهرا – قطعه هنرمندان
وای خدای من ...کی باورش میشه این همه جمعیت به خاطر هنرمند محبوبشون اینجوری تا اینجا بیان....قطعه هنرمندان هم شلوغتر از تالار وحدت....
خسرو شکیبایی عزیز رو آوردن...دیگه وقتش بود تا در جای ابدی خودش آروم بگیره....
خسرو با همه شکیباییش بالاخره آروم گرفت....
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
دوستای خوبم آهنگ روی وبلاگ رو فقط به عشق استاد شکیبایی عزیز گذاشتم....چون عمو پرویز گفتن ایشون این آهنگ رو خیلی دوست داشتن...از همتون خواهش می کنم برای ادای احترام به روح بزرگ زنده یاد خسرو شکیبایی عزیز یه فاتحه براشون بخونین...ممنون....امیدوارم روحشون قرین رحمت باشه....![]()
![]()
![]()
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک میکنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندکی سکوت......
امروز عصر وقتی پای تلویزیون نشسته بودم یهو چشمم به زیر نویس افتاد...
عکسش سمت راست زیرنویس بود...با دقت که نگا کردم دیدم خسرو شکیبایی...
باورم نمی شد که این بار خبر درگذشت استاد خسرو شکیبایی رو زیرنویس کرده باشن....
خسرو شکیبایی که به خاطر بازی در فیلم اتوبوس شب دیپلم افتخار جشنواره رو دریافت کرده بود حالا پس از چند روز از برگزاری جشن منتقدان سینما و دریافت آخرین جایزشون تو اون جشن دار فانی رو وداع گفتن....
<< روحش شاد و یادش گرامی باد >>
خداحافظی ما هم با ایشون یکشنبه ساعت ۹ صبح...
سلام سلام سلام ...![]()
این همه سلام کردم به خاطر اینکه می گن در سلام حسی نهفته است . اینو من نمی گم ح 3 پنجم می گه...
خیلی دلم براتون تنگ شده ...امیدوارم همتون امتحانا رو خوب داده باشین مخصوصا دانشجوهای آینده که همون کنکوریای امروز خودمون هستن...ممنونم از همه اونایی که تو این مدت سر زدن و عذرخواهی بابت اینکه من فرصت نکردم بیام و پستای قشنگتون رو بخونم....
دیگه تابستونم از راه رسید...قرار بود از اول تابستون یه سری تغییر و تحول تو برنامه ها داشته باشیم...فکر کنم اولین تیر به پچ پچه های پنج شنبه ای خورد...از 5شنبه گذشته پر نقطه ترین برنامه جاشو به حس پنجم داده...این از اولیش...این هفته هم فکر کنم آخرین برنامه کوانتوم رو آنتن بره...قراره به جاش پلاسما بیاد...بعد از اونم فکر کنم نوبت دوشنبه شبها و پخش رادیو جوان باشه...
امیدوارم این تغییر و تحولات در راستای ارتقای کیفی برنامه های رادیو جوان و با توجه به سلیقه و نیاز مخاطب باشه.
باید منتظر بود و دید (شنید)....![]()